برو به محتوای اصلی

سفرنامه مختصری از تور ایروان و ایروان گردی خود بگویید.

من کجام؟ اینجا کجاست؟

در کجا بریم می‌تونید در مورد هر موضوعی سوال کنید، به سوالای بقیه جواب بدید و تجربتون رو به اشتراک بگذارید!

Mona golnaz
Mona golnaz، راهنمای گردشگری

سلام

من سفرنامه ارمنستان و گرجستان خودم رو با هم براتون میذارم اینجا

ساعت ۳ عصر رسیدیم به ایروان (به خاطر اینکه بارها توسط بلاگفا تمامی عکسهام از بین رفته پیشنهاد میکنم که توی اینستاگرامم عکسهای سفرهامو ببینید monagolnaz )

و من زنگ زدم به روبرت داداش رایموند که بیاد دنبال ام تا بتونه جریان سفر دو روزه ام رو به تفلیس برام مهیا کنه

روبرت منو به میدون راه آهن برد و اونجا به صورت روزانه حرکت برای تفلیس هست . کرایه هر نفر هم حدود ۵۰ هزار تومان میشه

از بین ۸ نفر مسافری که توی ون بودیم ، تنها یک نفر انگلیسی بلد بود و مجبور شدم کل راه مزاحم اش بشم و ازش سوالهایی رو که برام پیش میومد بپرسم ، حدود ۷ ساعت با تشریفات مرزی تو راه بودم که شرح به جزئیات سفر ازین قرار بود : 

جالب اینکه ارمنی ها هم به کسی که هیچی حالیش نیس میگن گاو 
این اطلاعات دستاورد بلبل زبونی های منه ها 


Alagyaz روستای گاو ها
Vananzor روستای مجسمه خرس
Tashir  روستای مکانیک ها و لوازم یدکی ماشین و کارواش
Bambak روستایی که ماهواره بالای کلبه بود
Alaverdi روستای جاده های بد 
‎و ازین روستا به بعد رودخونه میاد دست چپ جاده چون از پل رد میشین
Sanahi. روستای ساختمونای قدیمی و قابل استفاده
‎تو کل مسیر غذاخوری و پمپ بنزین هست
‎پنج دقیقه بعد از روستای ساناهی تابلویتفلیس رو میبینید
‎با اینکه جاده هاش وحشتناک ولی پلیس تو کل مسیر در تردد و مجموعه های اقلمتی از هاستل و اتاق ومتل تا هتل  و ویلا وجود داره

و مایحتاج کل روستاهای توی مسیر از شهر الله وردی و یا گرجستان تامین میشه
در ضمن بهجز تعدادی هتل باقی مکان ها فاقد دستشویی با شیر آب هستند
ولی دستگاه کارت خوان دارن که کارت های ایرانی توش جواب میده
به نظرم اگر از دست شوری خارج نشده بود حتما جای بهتری برای زندگی بید 
چون کل ساختمونهاش.  تقریبا.  مربوط به قبل از سال ۱۹۹۰و فوپاشی شوروی 
همینطور جاده های خطرناک و داغونش که واقعا قبل از پاگذاشتن بهش باید وصیت کرد
اما معلومه شوروی خوب به ایالات خودش میرسیده چون هنوزم هم از همون پل ها و ریل ها و جاده و ساختمونها داره استفاده میشه 
اما از حق نگذریم مردم مهمون نوازی هستن و کلی مهمونم کردن هم توی مسیر هم در سطح شهر
و جالب متفق القول نمیدونستن من ایرانی ام 
البته منم تموم مدت انگلیسی حرف میزدم و اگر کسی میپرسید فقط جواب میدادم و ملیت ام رو میگفتم

Karkop روستای با پیچ های تند
کاملا شبیه شمال ایران و خودشون هماینو میگن و اگر تصمیم دارین به سمت گرجستان برید و از ماشینی که ترانسفرتون میکنه به عنوان تخت خواب استفاده کنید تا پول هتل ندین باید بگم که ازین فکر بیایید بیرون چون از جاده های وحشت آور ارمنستان که بگذرید دیگه وقت زیادی برای استراحت در گرجستات نخواهید داشت .
ولی امنیتش سیار بالاست
ی چیز جالب تر اینکه با وجود کل مخاطرات این جاده ولی تقریبا روی تموم پیچ های جاده ی ساختمون وجود داره


روستای ptghavan با یک پمپ بنزین بزرگ تقریبا بزرگترین در کل مسیر 
اولین روستا در گرجستان diama و بعدی zimo و بعد mareti و بعد marneuliشهر مارنئولی به تنهایی از آخرین شهر ارمنستان آللاه وردی خیلی مدرن تر و این نیز چندانی به تفحص نداره و از روی تنها یک نگاه سطحی قابل تشخیص و سزاسز این شهر آذری نشین که شهر مرزی بین ارمنستان و آذربایجان هم هست . 

و بعد amiri ، 
بعد از مارنئولی kumisi  بعد از یک شیب بلند با یک پیچ ۴۵ ۶۵ درجه پیدا میشه و با یک شیب مثب ۴۵ درجه و پیچ ۴۵ درجه تر از خودش ناپدید میشه . 
‏Akmali taskhal بعد از zemo teliti که به سرع بعد ازین روستای زمو تلیتی روی بلندترین نقطه ی کوه میشه یک نور بزرگ که خبر از حضور یک کلیسا در اون نقطه رو میده رو حس کرد . وایکا گفت به خاطر اینکه انگلیسی ها میومدن و مردم رو اذیت میکردن تموم کلیساها بالای قله ها ساخته شده و نقش یک قلعه رو داشته برای مردم . در واقع ی چیز تو مایه های قلعه دختر ها در ایران بوده .
بعد از زمو تلیتی با red bridge  به rustvi میرسیم که شهر جالب و شلوغی که از ابتدای شهر آنت لوزیونی صدا سیمای شهر که به شکل برج میلاد ولی در سایز کوچیکتره با چراغهای رنگی پیداست . 

و جاده های خوب و خوش دست و تازه آسفالت شده ای داره
ولی کلا ارامنه مردم مورد ظلم واقع شده ای هستن
جالب تر اینکه مسافرهای ارمنی که کل مسیر رو ساکت بودن به مدت پنج ساعت حالا که وارد گرجستان شدیم با ناراحتی در حال حرف زدن در رابطه با جاده و گرون بودن هزینه های رسیدگی و نگه داری در ارمنستان حرف میزنند
واقعا ناراحت شدم چون فکر میکردم فقط ما با این موارد درگیریم در کشورمون ولی دیدم همین کنار گوشمون هستن کسایی که درگیری های مشترک با ما رو دارن 
تا یادم نرفته بگ که تو کل مسیر که با ارمنی ها در یک ون ۹ نفره همسفر بودم تنها یک پسر جوان خوش قیافه به اسم ایکا بود که انگلیسی بلد بود و رابط بین من و اون ارمنیهای دیگه بود که با لبخند و بادی لنگوئیج محبتشون رو به من نشون میدادن ، حتی اون زنی که کنارم نشسته بود و تنش بوی بدو ترشی میداد و کل مسیر تحمل اش کردم . 

 

در برگشت از گرجستان از جاده ای مغایر با جاده ای که در ابتدا رفته بودیم 
رفتیم
Jujevan
Ishkhan شاخه ای از قزل آلا
Kirants
Ejevan
Dilijan
Sevan
Aghartzin کلیسا 
Akh tamar کلیسا

ایشفیل : بچه
Gentumik.  بهترین نونوایی ارمنستان
Apadan city

 

این یک مجموعه تفریحی که کنار کلیسای هاغارتزین ساخته شده و یک نفر اهل شارجه اونجا سرمایه گذاری کرده و قرار گسترش اش بده ۷/۸ کیلومتر رو به خاطر دسترسی آسون به این مجموعه آسفالت کرده و در شهر دلیجان ارمنستان قرار داره

 کارخانه کنیاک سازی نوی (noy)

نوی به معنای نوح است به این دلیل که ارتودوکس های گریگوری معتقد هستند که اولین شراب جهان توسط حضرت نوح تولید شده است . خمره های چوبی ساخته شده از چوب بلوط برای نگهداری 5 ، 10 ، 20 سال در انباری وجود دارد.در این انبارراهرویی به نام کوچه روسای جمهور موجود است. از قدیم تر ها در این راهرو هر خمره را به رئیس جمهوری تخصیص می دادند و قرار بود پس از گذشت چند سال آنرا به همان رئیس جمهور بدهند و البته هر رئیس جمهور آن خمره را امضاء می کرد. روسای جمهوری مانند، بوریس یلتسین، گورباچف،پوتین، لوشچنکو و دیگر افراد عالی رتبه و رجال سیاسی دنیا.شرکت براندی ایروان ارمنستان برای تولید مشروبات الکلی است. نام تجاری اصلی آن آرارات است

کارخونه کنیاک سازی یکی ازسایتهای بسیار جذاب ایروان برای توریست هاست 

دو مدل بلیط داره یکی برای کسایی که نمی خوان از شراب ۱۰۰ ساله تست کنن 

و دمی برای کسایی که میخوان از شراب صدساله تست کنن 

ولی هر دو گروه درآخر به یک بار در خود کارخونه دعوت میشن و با شراب ۲۰ ساله و میوه و ... ازشون پذیرایی میشه . پیشینه این کارخونه هم بسیار جذاب . فردی بوده که برای چرچیل کنیاک درست میکرده و بعد از مدتی چرچیل متوجه میشه که طعم کنیاک عوض شده به استالین نامه ای میزنه و ازش درخواست میکنه که این موضوع رو پیگیری کنه و استالین متوجه میشه که اون فرد جرمی مرتکب شده با پرداخت جریمه فرد رو از زندان بیرون میاره که به اتفاق دو نفر دیگه کارخانه کنیاک سازی نوی رو در محل زندان سابق افتتاح میکنن

 میدان جمهوری . میدان اپرا . خیابان یوسیایی با برند های خوب و خشگل اش و دره گلها و شهر دلیجان و پارسلیچ هم از دیدنیهای مهم دیگه ارمنستان هست که فکر میکنم به صورت مفصل در سایت های دیگه بهش اشاره شده و از توضیح اش در حال حاضر خودداری میکنم 

سفر به گرجستان برای ایرانی ها فعلا ویزا نمیخواد شاید در آینده این وضع تغییر کنه ولی هیچ چیزی مشخص نیست . گرجستان کشوری مذهبی و امن که رتبه پنجم امنیت رو در دنیا داره . 5 میلیون نفر جمعیت این کشور و یک میلیون و دویست هزار نفر ساکن شهر تفلیس هستند . به ازای هر 5 نفر یک ماشین سواری درین کشور وجود داره و این آمار دقیقی نیست تنها تخمین مشاهدات منه .

گدا و کلیسا و پمپ بنزین به وفور توی شهر تفلیس یافت میشه . واحد پول اینجا لاری و واحد کوچکتر از لاری تتری و در واقع هر 100 تتری یک لاری میشه

که در حال حاضر هر لاری 1650 تومان و 2/30 دلار میشه .

مردم گرجستان اصولا قشر متوسط به پایین رو تشکیل میدن و سرمایه دارها در اقلیت هستند اما بسیار مهمان نواز و صبور و خونگرم و پشت چهره هایی متشکل از جدیت روسی و خشونت ترکی قلبهای مهربونی دارن .

 به زبان گرچی صحبت میکنند که جزو 14 زبان دنیاست که الفبا دارن و زیر شاخه زبان قفقازی .
 این زبان تنها در گرجستان صحبت میشه و اگر هرجای دیگه دنیا این زبان رو شنیدین حتما اونها گرجی هستند

مردمی هستند که با صدای بسیار بلند صحبت میکنند و این به این دلیل که وقتی حذب کمونیست روی کار میاد تکلم به هر زبانی جز روسی رو ممنوع میکنه و مردم گرجستان به نشانه اعتراض به خیابون ها میرفتند و با صدای بلند گرجی صحبت میکردند و این عادت بلند حرف زدن تا همین الان روشون مونده .

قطعا درآمد حاصل از فروش سیگار درینجا بسیار بالاست به این دلیل که تقریبا همه سیگار میکشن .

مردم ارتدکس مذهب اینجا که در هر دو قاره اروپا و آسیا هستن تا حدود 10 سال پیش روسری به سر میکردند و در جامعه نمایان میشدند ولی بعد از اون دولتی قانونی معادل کشف حجاب رو براشون اجباری کرد و هنوز بقایای این حجاب رو در پایتخت سابق گرجستان شهر متسختا میشه پیدا کرد .

حمام و مسجدی که شاه عباس در تفلیس ساخت و هنوز قابل استفاده اس

حموم که از رو سقف اش پیداس

و مسجد هم از روی کاشی های آبی رنگ اش پیداست

و همینطور توی این مسجد اهل تسنن و اهل تشیع با هم عبادت میکنن

این مسجد هم مهراب داره و هم تک گلدسته اس

 و همزمان با ناقوس کلیسا صدای اذان و کنیسه هم میاد 

کلیسای سامبا ، سومین کلیسای ارتدکس مرتفع جهان ، سال ۲۰۰۶ ساخته شده و از مجموع ۱۴ کلیسا تشکیل میشه که ۵ تاش زیر این نمای بیرونی قرار دارن و اتاق اسقف و سالن تدریس مدرسه ی دینی ، صومعه و ... شامل میشه ، یکی از تفاوت های کلیساهای ارتدکس با سایر کلیساها درین که ناقوس در ساختنونی مجزا در خارج از کلیسا قرار داره و در سامبا به تعداد ۱۴ کلیسا ناقوس قرار گرفته ، ۱۵۰۰۰ نفر ظرفیت این کلیساست و ۹۷ متر ارتفاع اش ، که از بالای پله ها ۸۴ متر فقط ارتفاع بنایی که تو عکس قرار گرفته ، جنس سقف گنبدیش از طلا و از سقف گنبدی تا بالای صلیب ۷ متر ، سامبا به معنای (تثلیث) یا همون صلیبی که مسیحی ها روی بدن میکشند .
جلوی این کلیسا دو تا چیز خودنمایی میکنه یکی مغازه های مشروب فروشی یکی گدا ...

خانه ی مادری استالین 

جایی که اسنالین تا ۱۵ سالگی در آن زندگی میکرد .

مادر استالین خرج زندگی اشان را با خیاطی تامین میکرد و در سمت چپی متعلق به ایشان بوده البته مادر وی تا پایان عمر درین اتاق زندگی کرده و همانجا هم فوت کرده است . 

در سمت راستی متعلق به صاحب خانه بوده . پدر استالین یک کفاش دائم الخمر بوده و بیشتر عقده های شخصیتی استالین تحت تاثیر دوران زندگانی پدرش میباشد . در سن ۱۵ سالگی تصمیم میگیرد که به دانشگاه برود ولی این درست زمانیست که انتخاب میکند تا قید دانشگاه را زده و وارد حزب کمونیست شود چرا که پاسخ تمام سوالهای دوران فقر زندگی اش را میدهد ، ( حزبی با شعار برابری فقیر و ثروتمند ) .

دو بار ازدواج میکند و حاصل ازدواج اول وی از همسر گوری الاصل اش یک پسر است و بعد از مرگ وی استالین خشن تر میشود همانگونه که در طول زندگی اش میگوید ؛ تنها کسی که میتوانست قلب آهنی مرا نرم کند از دنیا رفت . 

اما در ازدواج دوم که همسری روسی الاصل است دو فرزند یکی دختر و دیگری پسر حصول میشود ، که پسرش توسط هیتلر اسیر میشود و هیتلر در ازای آزادی پسراستالین ، آزادی یکی از ژنرالهای اسیر شده ی نازی را طلب میکند ،

که استالین در جواب میگوید ؛ هرگز معاوضه یک سرباز معمولی(یعنی پسرش ) با یک ژنرال ارشد برایر نیست . 

و در نهایت پسر استالین در یک فرار از زندان نازی ها کشته میشود ، و خواهرش هم به آمریکا فرار میکند و شش سال پیش از دنیا میرود .

و هم اکنون از ۹ نوه ی استالین ۳ نوه اش زنده میباشند .

باقی شو بعدا مینویسم ، خسته شدم 

شهر متسختا

کلیسا سوتیسخولی در شهر متسختا پایتخت سابق گرجستان (ایبریا) تو ایالت شیداکارتلی و در نیمه ی دوم هزاره ی اول قبل از میلاد مسیح ساخته شده این شهر و به خاطر کاووش هایی که شده و در پی این کاووش ها آثار مادی که پیدا شده ( مثل جواهرات و ظروفی که در کلیسا نگه داری میشه ) ساخت و ساز تو ی این منطقه رو ممنوع کردن ، سازنده ی کلیسا سوتیسخولی معمار معروف گرجی آرساکیدزه اس و که در اوایل قرن یازده میلادی این بنا رو خلق کرده . شهر متسختا بعد از قرن ششم که پایتخت گرجستان به تفلیس انتقال پیدا میکنه ، تبدیل به پایتخت دینی گرجستان میشه ( قم گرجستان ) و اعتقاد دارین که در زیر یکی از ستون ها در کلیسای سوتیسخولی پیراهن حضرت مسیح نگه داری میشه

در سفر به تفلیس

بازارهای تفلیس ؛ واگزال ، ایست پوینت ، تبلیسی مال

خیابان خوب برای خرید و قدم زدن و غذا خوردن ؛
پکینی ، مرجان اشفیلی ، روستاولی

خیابان تمامی بارها و کلاب ها و رستوران ها :
خیابان شاردنی

خیابان خرید اجناس قدیمی و صنایع دستی :
مشرالی خیدی

کلاب های ایرانی :
نایت آفیس ، آنلاین کلاب کلاب خوب خارجی : آگوئست ( یونیک سابق ) رستوران ایرانی : انار ، آکوآ پاپ ، هزارو یک شب

 

۰