برو به محتوای اصلی
مینا صبری
مینا صبری، تورلیدر ایرانگردی و چهانگردی

سالیان سال تصورات من از استان مرکزی شهری مذهبی با اقلیمی خشک و سرد بود، تا روزی که تصمیم گرفتم به این استان سفر کنم و از نزدیک جاذبه‌هاش رو ببینم.

اگر قصد داشته باشم سفرم به استان مرکزی‌رو در چند کلمه خلاصه کنم باید بگم: "سفر به سرزمین مفاخر ایران"

استان مرکزی زادگاه و مهد رشد مفاخر و مشاهیر بزرگ و تاریخ‌ساز در ایران است. هم در زمینه‌‌های عرفان و فلسفه و هم مذهبی، سیاسی، تاریخی، اجتماعی و علوم نوین دارای مراتب عالی‌ای در کشور و جهان هستند.

از جمله‌ی این مشاهیر و مفاخر می‌توان به افراد زیر نام برد:

میرزا محمد تقی خان امیرکبیر، میرزا ابوالقاسم فراهانی، آقا نورالدین عراقی، آقا ضیاالدین عراقی، حاج آقا محسن عراقی، آیت‌الله محمد علی اراکی، کربلایی کاظم ساروقی، علی‌اکبر خان فراهانی، دکتر حسین قریب، دکتر محمود حسابی و بسیاری از مفاخر دیگر ایران زمین.

سفر من با چند تن از اهالی سفر از اراک شروع شد، همراه با عده‌ای از مسئولین سازمان گردشگری این استان که حق مهمان‌نوازی‌رو بر ما تمام کردند.

طبق معمول سفرهای گذشته‌ام، اولین جاذبه‌ای رو که تو هر شهر دوست دارم ببینم بازار سنتی و تاریخی اون منطقه‌ست. پس میریم به سمت بازار اراک و قصه‌های ناگفته‌ و دور و درازش...

مجموعه‌ی تاریخی بازار اراک نمونه ارزشمندی از شهرسازی اوایل قرن 13ست. این بازار در زمان فتحعلی‌شاه قاجار (دومین شاه قاجار) توسط یوسف خان گرجی بنا شده. جالبه بدونید که شهر اراک حول محور بازار تاریخی که آخرین نسل از نوع خود در ایرانه بر مبنای اصول شطرنجی و به شکل مربع بنا شده. بازار تاریخی اراک دارای راستاترین گذرها در بین بازارهای ایرانی است. بام آن گنبدی بوده و با کاهگل پوشیده شده و در مرکز هر گنبد نورگیری تعبیه شده که کار تهویه و نوررسانی‌رو انجام میده. عمده‌ی حجره‌ها در راسته‌های بازار استقرار یافته و کارگاه‌های تولیدی، باراندازها، انبارها و بازارچه‌ها. طول این بازار حدود 750متره که یوسف خان گرجی این بازار رو به صورت چلیپاشکل بنا نموده...

حجره‌های قدیمی در بازار زیبای اراک
حجره‌های قدیمی در بازار زیبای اراک
موزه‌ای میان هیاهوی بازار
موزه‌ای میان هیاهوی بازار
راسته‌ی فرش فروش‌ها
راسته‌ی فرش فروش‌ها
معماری بی‌نظیر سقف بازار سنتی اراک
معماری بی‌نظیر سقف بازار سنتی اراک
حجره‌هایی با حال و هوای روزگار قدیم
حجره‌هایی با حال و هوای روزگار قدیم
کسب و کار مردم در بازار تبریز
کسب و کار مردم در بازار تبریز

به گذر سپهداری بازار که رسیدیم خانه‌ا‌ی تاریخی با بنایی زیبا نظرمو جلب کرد و بی‌اختیار به سمتش روونه شدم. اینجا خانه‌ی زیبای آقای حسن‌پوره که منزلشون‌رو وقف موزه کردن. این خانه بنایی‌ست درون‌گرا با یک حیاط مرکزی و تالارهای مختلف و گچبری‌های بی‌نظیر که در بافت تاریخی اراک و مجموعه بازار و به فاصله‌ی 5متری از گذر اصلی بازار قرار داره. از تالار خط و خطاطی بگیر تا سفال و شیشه و سرامیک، فرش وگلیمٰ، چوب، فلز و آثار حجمی که مارو میخکوب خودش کرده بود.

معماری قجری منزل آقای حسن‌پور
معماری قجری منزل آقای حسن‌پور
فرش‌بافی، یکی از کهن‌ترین هنرهای مردم استان مرکزی
فرش‌بافی، یکی از کهن‌ترین هنرهای مردم استان مرکزی
هنوز یه تعداد از کاشی‌های قجری ساختمان باقی مونده
هنوز یه تعداد از کاشی‌های قجری ساختمان باقی مونده

حمام چهار فصل که یکی از زیباترین آثار معماری دوره‌ی قاجار در اراکه مقصد بعدی ما بود... که این حمام در خیابان شهید بهشتی شهر اراکه. گچبری‌های لاجوردی زیبا همه‌رو به وجد آورده بود. این حمام بخش ویژه‌ی اقلیت‌های مذهبی‌ای داره که نسبت به حمام‌های دیگه متمایزش میکنه.

درگذشته رسم بر این بوده که زنان صبح‌ها و مردان شب‌ها از حمام استفاده می‌کردند اما نکته‌ی قابل توجه این حمام این بود که زنان و مردان و اقلیت‌های مذهبی هر کدام بخش‌های جداگانه‌ای داشتند که در هر ساعت از روز میتونستند ازش استفاده کنند.

همچنین در این حمام اسکلت زنی نگهداری میشه که در حالت جنین و به روش تدفین سردابه ای به خاک سپرده شده بوده و جسد متعلق به 7500 سال پیشه که در حوالی اراک پیدا شده و نشاندهنده‌ی قدمت بالای این شهره.

حمام چهار فصل اراک
حمام چهار فصل اراک
سقف زیبای حمام و کاشی‌کاری‌های بینظیرش
سقف زیبای حمام و کاشی‌کاری‌های بینظیرش
سربینه یا ورودی حمام چهار فصل اراک
سربینه یا ورودی حمام چهار فصل اراک

در میدان ارگ که یکی از مهمترین میادین اراک هست و هنوز هم اهمیت خودشو داره، منتظر بقیه‌ی مسافرا نشستم و چشم دوختم به این‌همه زیبایی و میرم به گذشته‌های دور... تاریخچه‌ی ساخت میدان ارگ به زمان تاسیس بافت تاریخی سلطان‌آباد برمیگرده. بافت تاریخی شهر اراک تو گذشته به قلعه‌ی سلطان‌آباد، شهر نو و عراق معروف بوده. ارگ حکومتی در اصل مرکز حکومتی شهر و محل سکونت حاکمان بوده. ناصرالدین شاه قاجار تو سفری که به عراق عجم داشته، تو این ارگ اقامت داشته و در کتاب سفرنامه‌ی خودش نوشته که از طبقه‌ی بالایی ارگ قادر بوده کل شهررو برانداز کنه. اما الان از اون ارگ به جز قسمتی از از بنای منزل سپهدار چیزی باقی نمونده...

از جاذبه‌های دیدنی دیگه‌ی اراک که من بدلیل محدودیت زمانی نتونستم ببینمشون‌رو بهتون معرفی می‌کنم که تو سفرتون به اراک از دستشون ندید:

تالاب کویری میقان که یک زیستگاه کلیدی برای درنا درمرکز کشور محسوب میشه.

چشمه چپقلی در 14 کیلومتری جنوب غربی جاده اراک-بروجرد در روستای رباط میل که آب سرد و سبکی داره و برای دفع سنگ کلیه بسیار موثره.

غار آسیلی در غرب انجدان، غار میلانون، غار سوله خونزا در جنوب شرقی اراک بین قره کهریز کزاز، غار کبوتر در دره‌ی مقابل غار آسیلی‌ست که پر از کبوتر چاهی‌ست، غار سفیدخانی در 18کیلومتری جنوب غربی شهر اراک در کوه سفیدخانی و غار طاق‌رچه و گیوه کش در شرق روستای انجدان.

مقبره‌ی آقانورالدین عراقی، کلیسای مسروپ مقدس، کاروانسرای شاه عباسی، مدرسه‌ی سپهداری، قلعه تاریخی ابراهیم‌آباد و امامزاده چهل دخترون از دیگر جاذبه‌های دیدنی اراک هست.

به سمت تفرش حرکت می‌کنیم. جاده‌ی زیبا و پرپیچ و خمش همه‌‌ی مسافرارو به سمت پنجره‌ها کشونده. میانه‌ی راه در بلندترین قسمت جاده که معروف به گردنه‌ی نقره‌کمر هست توقف کردیم و از نمای زیبای شهر تفرش‌ از بالا لذت بردیم.

نمای شهر زیبای تفرش از گردنه‌ی نقره کمر
نمای شهر زیبای تفرش از گردنه‌ی نقره کمر

منطقه‌ی تفرش از لحاظ تاریخی با منطقه‌ی آشتیان پیوستگی داره. قدمت شهر تفرش به قبل از اسلام می‌رسه. درباره‌ی وجه تسمیه‌ی این شهر اومده که تفرش در اصل گبرش بوده و این توجیه شاید به این خاطره که در سده‌های قبل و حتی صدر اسلام گبرها یا زردشتیها تو این جلگه و نقاط مجاورش مثل فراهان و آشتیان سکونت داشتند.

اولین بازدید ما از شهر تفرش،‌مقبره‌ی دکتر محمود حسابی هست. مکانی پر از آرامش و سکوت. این حس‌ آرامش‌رو قبلتر تو بازدیدی که از خونه‌ی دکتر حسابی در تهران داشتم تجربه کرده بودم. دور تا دور داخل مقبره با گچبری‌های زیبا و رنگی تزئین شده و سنگ مرمری که یادنامه‌ی پروفسور حسابی‌ و زندگینامه‌ی ایشون‌ هست بر روی دیوار نصب شده. و همچنین تابوتی که دکتر حسابی‌رو داخل اون قرار داده بودند.

یادنامه‌ی پروفسور مرحوم حسابی
یادنامه‌ی پروفسور مرحوم حسابی
مقبره‌ی دنج و زیبای دکتر حسابی
مقبره‌ی دنج و زیبای دکتر حسابی
میدان شاهپور در زمان پروفسور حسابی
میدان شاهپور در زمان پروفسور حسابی

خبردار شدیم که در روستای نقوسان که در نزدیکی شهر تفرش قرار داره خانومی اقدام به تاسیس اقامتگاه بومگردی در این روستا کردند. پس راهی این روستا شدیم. گفته می‌شه که شغل اهالی این روستا قبلا ناقوس‌سازی بوده و به همین دلیل نام این روستارو نقوسان گذاشتند. از خانه‌های کاهگلی و کوچه پس کوچه‌های خاکی گذشتیم تا انتهای روستا به اقامتگاه بومگردی نقوسان رسیدیم...

فضایی بود پر از صمیمت و مهمان‌نوازی به سبک اهالی روستا.

تنور داغ بود و بوی نون تازه همه جا پیچیده بود. پارچه‌ی سفیدی پهن شد و نان داغ، فطیر، شهد توت، کره‌ی محلی  و دمنوش‌های معطر بر اون چیده شد. مشغول لذت بردن از این طعم‌های بی‌نظیر بودیم که کاسه‌های روحی آبدوغ خیار به سفره اضافه شد و بزم مارو تکمیل کرد...

اقامتگاه روستای نقوسان هنوز تکمیل و آماده‌ی اسکان مسافر نشده بود، اما از هدف‌هاشون گفتند و برنامه‌ریزی‌‌های جالبی که برای اقامتگاه داشتند.

بفرمایید آبدوغ خیار
بفرمایید آبدوغ خیار
تنور خانه 
تنور خانه 
اهالی روستا 
اهالی روستا 
قبرستون قدیمی روستا
قبرستون قدیمی روستا
روستایی مجهز به دوربین مدار بسته
روستایی مجهز به دوربین مدار بسته
حیاط‌های قدیمی که حس و حال فوق‌العاده‌ای داشت
حیاط‌های قدیمی که حس و حال فوق‌العاده‌ای داشت

موزه‌ی مردم شناسی تفرش که خانه‌ی تاریخی میرشکرایی بود رو بازدید کردیم و به سمت تکیه‌ی تاریخی زاغرم حرکت کردیم.

این تکیه یکی از قدیمی‌ترین تکیه‌های کشوره که در عصر قاجار بنا شده و شیوه‌ی مقرنس‌کاری اون شبیه دوران صفوی‌ست. قدیمی‌ترین بخش تکیه‌ی زاغرم، ایوان ورودی ضلع جنوب شرقی‌ست که متعلق به دوره‌ی قاجاره.

آئین باران‌خواهی یکی از قدیمی‌ترین آیین‌های این خطه‌ست
آئین باران‌خواهی یکی از قدیمی‌ترین آیین‌های این خطه‌ست
سفرنامه‌ای از استان مرکزی خود بنویسید؟
سفرنامه‌ای از استان مرکزی خود بنویسید؟

پیش به سوی تکیه زاغرم

مقرنس‌کاری‌های زیبای مسجد
مقرنس‌کاری‌های زیبای مسجد


روزسختی داشتیم، خسته‌ایم و هوا تاریک شده اما فرصت کمه و نمیتونیم ازکنارهیچکدوم از این زیبایی‌ها بگذریم بدون اینکه نبینیمشون و از تاریخشون نشنویم.

وارد محله‌‌ی ششناو میشیم و اولین صدایی که می‌شنویم سکوت است و صدای آب روان که از کنار درخت هزار ساله‌ای عبور می‌کرد و تمام محله‌ را سیراب می‌کرد.

کنارچشمه، مسجد جامع تاریخی ششناو هست که معماری آجری مناره‌ی آن متعلق به قرن پنجم هجری و اوایل عهد سلجوقیان‌ست. وسط مسجد صفه‌‌ای قرار داره که نمایش تعزیه بر روی اون اجرا میشه.

مزار یکی از صحابه‌ی امام حسن عسگری که تو قرن ششم هجری به خاک سپرده شده هم در این مسجد قرار داره. قدیمی‌ترین و شاخص‌ترین بنای مسجد، معماری آجری مناره اون هست که متقلق به قرن پنجم هجری و اوایل عهد سلجوقیان هست. مناره دارای پلکانی مارپیچ هست و جدار اون تماما" از آجر ساخته شده. تنها تزئین مناره کتیبه‌ی آجری بر فراز اون هست که به خط کوفی نوشته شده و متاسفانه جز کلمه‌ی "لااله الاالله" چیزی در کتیبه باقی نمونده و بقیه‌ی حروف از بین رفته.

سن تعزیه‌ی مسجد ششناو
سن تعزیه‌ی مسجد ششناو

مسجد جامع ششناو

این جوی آب از وسط کل محوطه‌ی شهر رد می‌شه.
این جوی آب از وسط کل محوطه‌ی شهر رد می‌شه.

در محله‌ی فم تفرش، نزدیک به تکیه‌ی زاغرم، آب انباری وجود داره به نام بلور مربوط به دوره‌ی قاجار. ناصرالدین شاه قاجار این لقب‌رو به میرزاحسین که وزیر جبه‌خانه و قورخانه بود، بدلیل سیه‌چردگی چهره‌ش داده بود و این بنا برای تامین آب اهالی محل به ویژه در فصل تابستون بوده. آب انبار بلورمربوط به قرن سیزدهم هجری قمری‌ست و بانی بنا میرزاابوالقاسم بلور بوده و فضای داخلی آب‌انبار امروزه به رستوران بلور تبدیل شده.

شام خوردن در فضایی که روزگاری نقش آب انبار‌رو داشته حس جالبی داشت.

 

بر پشت‌بام آب‌انبار
بر پشت‌بام آب‌انبار
سفرنامه‌ای از استان مرکزی خود بنویسید؟

از جاذبه‌های دیدنی دیگه‌ی تفرش که نباید از دستشون داد میشه به چشمه آب معدنی گراو بین دو روستای کبوران و طراران، غار علی خورنده، سد کشه، روستای سرآبادان، روستای جلایر، خانه ضیایی، تکیه روستای طاد، موزه‌ی فرهنگ و هنر استاد نصیراشاره کرد.

شبانه به سمت آشتیان حرکت کردیم و شب رو در اقامتگاه اساتید دانشگاه گذروندیم. هفت صبح اهالی مهمان‌نواز آشتیان به همراه فرماندار و مسئول میراث فرهنگی به استقبالمون اومدند وچه مردمان بی‌نظیری داره این خطه از ایران عزیزمون.

لباس‌های محلی دخترکان 
لباس‌های محلی دخترکان 
مهمان‌نوازی به سبک مردم دوست‌داشتنی آشتیان
مهمان‌نوازی به سبک مردم دوست‌داشتنی آشتیان

بازدید آشتیان‌رو از قلعه‌ی مستوفی و منزل میرزا حسن آشتیانی شروع کردیم. بنای خانه دروسط کوچه‌ی شهید حسینی قرار گرفته و شامل حیاط، شبستان، طبقه‌ی همکف و طبقه‌ی اول است، متعلق به دوره‌ی قاجاره و از مصالحی مثل سنگ، آجر، خشت و چوب ساخته شده. به سمت بازار تاریخی آشتیان مسیرمون‌رو ادامه میدیم.

بوی ادویه از ابتدای بازارهوش از سر همه می‌بره. بازار سرپوشیده بود و مغازه‌ها پر بود از صابون‌های مخصوص آشتیان، لنگ، سفیدآب و سبزی‌های کوهی...

پیرمردهایی‌رو میدیدیم که جلوی در دکانشون نشسته بودند و مارو دعوت می‌کردن به بازدید و خرید کردن از سوغات مخصوص آشتیان. صابون محلی، گردو و بادام و فتیر محلی به نام "فرصه".

سفرنامه‌ای از استان مرکزی خود بنویسید؟
کسب وکار مردم 
کسب وکار مردم 
ورودی بازار
ورودی بازار
فرش‌فروش‌ها
فرش‌فروش‌ها

در بافت قدیمی شهر از اواسط محله‌ی بازار وارد دالانی می‌شویم که موزه خانه‌ی میرزا هدایت‌اله وزیر که وزیر دفتر ناصرالدین شاه قاجار بوده‌ست و البته روزگاری منزل پدر دکتر مصدق نیز بوده و امروزه به موزه‌ی آشتیان تبدیل شده. میرزا هدایت الله وزیر در زمینه‌ی ادب، شعر، فلسفه و کلام سرآمد زمان بود.

پنجره‌های رنگی مقرنس‌کاری شده، و حیاط و ایوان از زیبایی‌های این خانه‌ بود.

دکتر مصدق
دکتر مصدق
شناسنامه‌های باطل شده
شناسنامه‌های باطل شده
سفرنامه‌ای از استان مرکزی خود بنویسید؟
گیوه‌های معروف آشتیان
گیوه‌های معروف آشتیان
پنجره‌های رنگی و زیبای خانه
پنجره‌های رنگی و زیبای خانه
حیاط خانه
حیاط خانه

به فاصله‌ی نزدیکی از خانه‌ی هدایت‌اله وزیر دفتر، خانه‌ی معمتدالایاله از رجال سیاسی دوره‌ی قاجار قرار داره. این بنا دارای سر در ورودی، هشتی، فضاهای مسکونی، خدماتی و آب انبار در اطراف حیاط هست که این خانه هم متعلق به دوره‌ی قاجاره.

سر در ورودی و زیبای خانه‌ی معتمدالایاله مارو در ابتدای مسیر متوقف کرد و شروع کردیم به عکاسی کردن.

از دالون کوتاهی گذشتیم و وارد حیاط باصفای خانه شدیم. خانم‌های محلی به استقبالمون اومده بودن و بساط چای ذغالی و انواع دمنوش‌های خوش‌عطر و خوش‌طعم رو کنار حوض‌ به راه کرده بودن. تو هرکدوم از اتاق‌های این خونه شور زندگی جاری بود. تو یه اتاق خانوم‌‌های محل صنایع دستی‌شون رو میفروختن، تو یه اتاق مسافرا استراحت می‌کردن و از منظره‌ی حیاط‌‌ لذت می‌بردند، تو یه اتاق با آش قره‌قوروت ازمون پذیرایی شد، تو حیاط خونه دهل و سرنا نواخته می‌شد و رقص محلی و پذیرایی با دمنوش گل کوهی و آویشن و گل‌گاوزبون تو استکان‌های کمرباریک.

خستگی از تنمون در شد...

سماورهای قدیم و نوستالژی‌های هممون
سماورهای قدیم و نوستالژی‌های هممون

 

حیاط زیبای خانه
حیاط زیبای خانه
دالون‌های تودرتو
دالون‌های تودرتو
اجرای رقص محلی
اجرای رقص محلی
آش قره قروت
آش قره قروت

صنعت صابون‌سازی یکی از صنایع مهم آشتیان‌ست و کارگاه‌های صابون‌سازی یکی از جاذبه‌های مهم اقتصاد سنتی این شهرستان محسوب می‌شه. پس میریم به اطراف آشتیان برای بازدید از یکی از این کارخانه‌های صابون‌سازی.

از داخل کارگاه حرارت میزد بیرون و پسر جوونی بالای دیگ‌ها ایستاده بود و مخلوط روغن و پی گوسفند رو هم می‌زد و به ظرف کناریش منتقل می‌کرد و شرشر عرق می‌ریخت. و همینطور از مراحل تهیه‌ی صابون واسمون تعریف می‌کرد و با روی گشاده به سوالای ما جواب می‌داد.

انواع صابون‌ها از زردچوبه بگیر تا صدر و سنتی و کتیرا به ردیف چیده شده بودند در انتظار خشک شدن زیر نور آفتاب...

در اون گرمای تابستون، کنار کوره‌های صابون‌پزی واقعا کار سخت و طاقت‌فرسایی بود.

صابون‌های زردچوبه
صابون‌های زردچوبه
صابون‌ها در انتظار خشک شدن زیر نور آفتاب
صابون‌ها در انتظار خشک شدن زیر نور آفتاب
کوره‌های داغ صابون‌پزی
کوره‌های داغ صابون‌پزی

آخرین مقصد ما روستای گرکانه، به شوق قدم زدن تو کوچه باغ‌های این روستا و مهم‌تر از همه بازدید از خانه‌ی تاریخی دکتر عبدالعظیم قریب که مربوط به دوره‌ی قاجاره راهی گرکان می‌شیم.

طبیعت زیبای گرکان
طبیعت زیبای گرکان
کوچه باغ‌های روستا
کوچه باغ‌های روستا

ابتدای ورودی خانه پله‌های مارپیچی بود که به شاه‌نشین می‌رسید، هاج و واج مبهوت گچبری‌های زیبای سقف بودم. تصاویر شکار شیر و بز و گل و گیاه و نقش‌های اسلیمی. دنیایی از رنگ بود و زیبایی...

پنجره‌های دور شاه‌نشین به سمت روستا و حیاط خانه باز می‌شد و نمای فوق‌العاده‌ای داشت. دورتادور حیاط خانه اتاق‌های تو در تویی بود که هرکدام به اتاق کناریش راه داشت و تورو وارد فضاهای جدیدتری می‌کرد. این خونه معماری بسیار زیبایی داشت و ساعت‌ها من‌رو جذب خودش کرد.

در این خانه بزرگانی مثل دکتر محمد قریب، دکتر عبدالعظیم قریب، دکتر عبدالکریم قریب و میرزا محمد حسین قریب ملقب به شمس‌العلما زندگی و تحصیلات عالیه کردند و باعث افتخار ایران و ایرانیان شدند.

شاه‌نشین منزل دکتر قریب
شاه‌نشین منزل دکتر قریب
درب‌هایی رو به روستا
درب‌هایی رو به روستا
نقش شکار بر سقف خانه
نقش شکار بر سقف خانه
اتاق‌های تودرتوی خانه
اتاق‌های تودرتوی خانه

همینطور که تو کوچه پس کوچه‌های گرکان در حال قدم زدن بودیم به تکیه‌ی بزرگ گرکان رسیدیم. دیدن تکیه‌های زیاد در هر روستا برای من و بقیه‌ی مسافرا عجیب بود. بناهایی با قدمت بالا و معماری‌های بی‌نظیر. بعد از پرس ‌و ‌جو متوجه شدیم که ساخت این تکیه‌ها بدلیل مراسم تعزیه‌ای ست که دراین استان قدمت دیرینه داره. در گرکان بیش از صد ساله که تعزیه همچنان پابرجاست و شور و حال خاصی داره. مردم بسیاری از نقاط مختلف استان وکشور به خصوص از تهران برای دیدن تعزیه به گرکان می‌آن.

این تکیه در زمان قاجار به همت دختری ساخته شد و شیروانی حسینیه در سال 1343 هجری شمسی به دست "حاجی محمد علی فرزند حاجی زین‌العابدین شکوری" تموم شد. قبل از اون حسینه مسقف نبوده، در وسط حسینیه سکویی بزرگ وجود داره که مخصوص تعزیه‌خونی هست. در هر روز و مناسبت خاص نسخه‌های مربوط به همون مناسبت موجود است.

جالب‌تر اینکه مراسم تعزیه‌ی گرکان به عنوان میراث معنوی در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده.

تکیه‌ی گرکان
تکیه‌ی گرکان

تکیه‌ی روستای فرمهین آخرین مقصد ما در این سفر بود که مربوط به دوره‌ی قاجار است و به ثبت ملی رسیده. این تکیه به کمک اهالی روستا به موزه‌ی مردم شناسی تبدیل شده تا تاریخ روستای فرمهین‌رو زنده نگهدارند.

سفرنامه‌ای از استان مرکزی خود بنویسید؟
موزه‌ی مردم شناسی فرمهین
موزه‌ی مردم شناسی فرمهین

به سمت اراک برمیگردیم و سفرم به پایان می‌رسه. اما هنوز خیلی از دیدنی‌های دیگه‌ی این منطقه‌رو ندیدم و قطعا" دوباره برمی‌گردم.

این سفر به من یادآوری کرد که از تمام پتانسیل‌های جوامع بومی برای جذب گردشگر میشه استفاده کرد و چقدر زیادن مناطق زیبا و فراموش‌شده‌ای که باید بهشون سر زد وبه همگان معرفی کرد...

سفرنامه‌ای از استان مرکزی خود بنویسید؟

 

۱
نمایش سوال